در سلسله مباحث آموزش زبان ترکی در این جلسه به معرفی راز هارمونیک بودن و خوش آوایی زبان ترکی می پردازیم. لابد شما هم بارها در مواجه با فارسی زبان ها با لبخند آنها مواجه شده اید که با اشتیاق به صحبتهای ترکی یا حتی صحبت فارسی شما گوش می دهند؟ چرا؟ بخاطر اینکه شما ناخودآگاه هارمونیک و ملودیک صحبت می کنید که شنونده از شنیدن آن لذت می برد. این موضوع را حافظ شیرازی به این تعبیر می کند که مصاحبه با ترکها، باعث طولانی شدن عمر می شود (بخاطر خوش گذشتن زمان):

"ترکان پارسی گوی بخشندگان عمرند"

راز خوش آوایی زبان ترکی در داخل مکعب اسرارآمیز آوا نهفته است:

 

این مکعب را توضیح می دهم تا آنرا درک کنیم. کافیست اندکی حوصله به خرج دهید و وسط توضیح، از کشف این راز منصرف نشوید!

این مکعب اسرار آمیز دارای 3 محور مختصات مانند مختصات دکارتی XYZ می باشد که تمامی 9 حرف صدادار ترکی در گوشه های این مکعب گنجانده شده اند. باید بدانیم که زبان ترکی کاملترین آواهای بشری را دارد که عبارتند از مصوتهای 9 گانه:

آ (آی)، ا (من)، ائـ (بئش)، ی (قیز)، ی(بیز)، اوْ (قوچ)، اوُ (قوش)، اؤ (گؤز)، او (اوچ)

در زبان ترکی این صداها از 3 منظر مختلف تقسیم بندی می شود:

  • صداهای ثقیل (آ ـ اوْ ـ اوُ ـ ای) که تلفظ ثقیلی دارند و صداهای ظریف (ا ـ ائـ ـ ای ـ اؤ ـ او) که تلفظ ظریفی دارند.
  • مصوتهاي غنچه اي «اوْ، اوُ، اؤ، او» كه هنگام تلفظ آنها لبها بصورت غنچه­اي بسته مي­شوند، و مصوتهاي و غيرغنچه­اي «آ، اي، اي، ائـ ، اَ» که هنگام اداي آنها ، دهان باز ميشود.
  •  مصوتهاي باز "آ ، اَ ، ائـ ، اوْ ، اؤ" که در ادای آنها فك پائين دهان به سمت پائين رفته و دهان كاملاً باز مي­شود. و مصوتهای بسته «اي ، اي ، اوُ ، او» که هنگام اداي آنها آرواره بسته­تر شده، دهان با حجم نيمه­ باز آنها را تلفظ مي­كند.

 خب! حالا با توجه به سه نوع تقسیم بندی می توان سه محور تعریف کرد و با توجه به 2 گروه در هر تقسیم بندی هر کدام از صداها را در یک سمت قرار داد. نه خودآگاه به مکعب آوایی ترکی می رسیم که هر صدا دارای 3 خصوصیت است. مثلاً صدای "آ" هم ثقیل است هم غیرغنچه ای و هم باز.

اما این مکعب غیر از یک رابطه ریاضی و پازل چه چیزی در دل دارد؟ قوانین آوایی را براساس این تقسیم بندی تعریف می کنیم:

 

قانون هماهنگي مصوتها:

همه مصوتهاي يک کلمه از نظر ثقيل و ظريف بودن تابع مصوت هجاي اول هستند. يعني اگر مصوت هجاي اول ، ثقيل بود ، تمام مصوتهاي ديگر آن کلمه يا پيوندهاي آن ، ثقيل خواهند بود و اگر مصوت هجاي اول ، ظريف باشد ، ديگر مصوتها نيز ظريف خواهند بود. براي نمونه در ترکي يارا (زخم) درست است نه ياره. و در ادامه: یارالان، يارالاندي، يارالانديردي، يارالانديرديلار. یا برای مصوت ظریف مانند «ائـ»: ائشيک، ائشيکده ، ائشيکده­کي ، ائشيکده­کيلر ، ائشيکده­کيلرين ، ائشيکده­کيلرينکي، ائشيکده­کيلرينکيدی و ... .

در مورد کلمات دخيل سعي مي­کنيم آنها را ترکيزه کنيم. مانند: باهار (بهار) ، هاوا (هوا) ، ناماز(نماز).

 

قانون هماهنگي لبها:

نه تنها مصوتهاي يک کلمه (اعم از ريشه و مصوتها)از لحاظ تقسيمبندی ­ثقيل و ظريف نمي توانند همزمان با هم بيآيند ، از لحاظ نوع غنچه اي يا غيرغنچه اي نيز داراي ضوابط و نظم خاصي هستند که از آن ضوابط هم بايد تبعيت نمايند. اين قوانين چنين هستند:

الف­ ـ اگر مصوت اول غيرغنچه­ اي باشد ، مصوتهاي ديگر نيز غيرغنچه­ اي خواهند بود. مانند: قاپي ـ قاپيدا ـ قاپيداكي ـ قاپيداكيندا ـ قاپيداكيندادير

ب­ ـ ولي اگر مصوت اول غنچه­ اي باشد، اگر يكي از مصوتهاي­ آن از نوع باز باشد‏، مصوتهاي بعد از خود را تابع خود خواهدكرد. مانند: قوزوـ قوزوچو ـ قوزوچونون ـ فوزوچونوندور

کلمات دخیل نیز در قالب اين ساختار درمي آيند. مانند: لوطو (لوطي) ، اباالفضل(ابوالفضل) ، نوخوش (ناخوش)

 

قانون عمومي هماهنگي مصوتها:

تمام پيوندها نيز از لحاظ داشتن مصوتهاي ثقيل و ظريف يا غنچه­ اي و غيرغنچه­ اي از مصوت هجاي نخست تبعيت مي­کنند.

 

قانون توالي مصوتها:

در کنار تمام محدوديتها و قوانين حاکم بر مصوتهاي ترکي ، اين مصوتها اجازه ندارند در هرجائي از کلمه که خواستند، ظاهر شوند. مثلاً مصوت «اي» با شرايط خاصي حق دارد در ابتداي کلمه بيآيد. از طرفي مصوت «اؤ» فقط در ابتداي کلمه نقش بازي مي کند و نمي­تواند در داخل کلمه بيايد. جدول زير هم موقعيت مصوتها و هم تبعيت مصوتهاي بعدي از مصوت اول را نشان مي دهد:

 

جدول قانون توالي مصوتها در زبان ترکي

موقعيت مصوتها

مصوت

مصوتهاي بعدي

نمونه

فقط در اول کلمه

ائـ

ي ـ ـه (ه ، اَ)

ائشيک ، يئريمک ، يئددي ، سئرچه ، ائرته

اؤ

وـ ي ـ ـه(ه،اَ)

اؤزوم ، تؤکندي ، گؤزل ، گؤزلدي ، سؤيله

اوْ

وُ ـ آ ـ ي

اوْروج ، اوْتاق ، قوْناق ، قوْناقليق ، قوْنشو

در همه جاي کلمه

آ

آ ـ ي

آنا ، آشاغي ، قارا ، آغيز ، خانيم

اَ

اَ ـ ي

الک ، اسکي ، اسمک ، گلمک ، ازيلگن

ايْ

آ ـ يْ

ايْشيْق ، ايْلديْريْم ، ايْليْق ، ايلان ، اينان

اي

اَ ـ ي

ايستک ، گيرمک ، ديري ، ديرک ، ايکي

اوُ

وُ ـ آ ـ ي

قوُشچُو ، قوُلاق ، اوُجاليق ، قوُرشاق ، اوُشاق

او

وـ ـه(ه،اَ)ـ ي

اوزوک ، اوزمك ، اوزوملري

نكاتي ديگر در آواشناسي تركي

تعميم خصوصيت کوتاهي صائتهاي زبان ترکي به کلمات دخيل

گفتيم که زبان ترکي زباني کوتاه صائت با بياني سريع و تند است و هيچ کشيدگي و مدّ دادن در آن وجود ندارد مگر به ندرت آنهم براي کلمات بيگانه. يعني اگر فارس زبان هم «بادام» مي گويد ، ترک زبان هم «بادام» مي گويد ، سرعت آنها يکي نيست. فارس زبان کشيده تر و بصورت ممدود آنرا ادا مي کند ولي ترک زبان بسيار سريع و تند تلفظ مي کند. همين خصوصيت زبان ترکي باعث مي­شود، کلمات دخيل از زبانهاي ديگر از يک فيلتر ديگر عبور کنند ، سپس وارد زبان ترکي شوند. لذا اگر در فارسي مي­گوئيم: «يارم آمد»، در ترکي همين «يارم» را بسيار سريعتر تلفظ خواهيم کرد: «ياريم گلدي». به همين ترتيب: بادام ، شيرين ، ناشي ، گيج ، داغ ، چاي ، امامزادا ، خارابا و ... .

لهجه ترکها در فارسی از همین جا ناشی می شود که میزان کشیدگی صداها یا مثل ترکی کوتاه است یا به اندازه فارسی نیست.

 

التقاء ساکنين در ترکي

در ترکي دو حرف مجاور نمي­توانند ساکن باشند. زبان ترکي بسيار روان و جاري است و تحمل التقاي ساکنين را ندارد و برخلاف زبان عربي نمي­تواند کلماتي مانند: قبض، وقف، اکل، خبط، حکم و ...را تحمل کند. حتي کلمات فارسي و عربي هم که وارد ترکي مي شوند بايد خود را در اين قالب سازگارکرده و ساکن اول را متحرک کنند. اين هم يکي ديگر از فيلترهاي زبان­ترکي براي ورود کلمات است. لذا در ترکي مي­گوئيم: قبير(قبر)، نذير آشي(نذر آشي) ، قدير گئجه­سي(شب قدر)، صبير گلدي(صبر آمد)، عؤمور کئچدي(عمر رفت)، ظولوم(ظلم)، حوکوم(حکم)، طبيل(طبل) و ... .

 

اشاره اي به قوانين حاکم بر صامتها

در زبان ترکي ديديم که صائتها مطابق قوانيني پيچيده اما منظم با هم در تعامل هستند که باعث خلق زباني ملوديک و هارمونيک با نام زبان ترکي مي شوند. هارموني بودن اين زبان تنها بخاطر قوانين حاکم بر صائتها نيست بلکه قوانين حاکم بر صامتها نيز اين نقش را ايفا مي کنند. همانطور که در ترکي امکان ندارد در يک کلمه هم صائت «آ» بيايد و هم «اؤ»، مشابه اين نيز قوانيني وجود دارد که اجازه نمي­دهد حروف کلمات ترکي بصورت اتفاقي و ناهمگون در کنار بيايند.

چون اين بحث طولاني بوده و در حوصله اين مجال نيست، تنها گريزي کوتاه مي زنيم که صامتها يا حروف بي­صدا در ترکي مانند صائتها از نقطه نظرهاي مختلف تقسيم بندي مي شوند و هر صامت در هر کدام از تقسيم بندي ها به يک طرف رفته و دسته بندي مي شود. از يک منظر به «کوتاه ـ بلند» تقسيم مي شوند ، از منظري ديگر در تقسيم بندي «آوادار ـ بي­آوا» به دو دسته ديگر تقسيم مي شود.

از دیگر قوانین آوایی این است که اگر در کلمه ای یکی از حروف "ق ـ خ ـ غ" بیآید، مصوت های آن کلمه ثقیل خواهند بود.

باز در بحثي ديگر از نظر مخرج ادا به دسته هاي «لبي ، دنداني ، حلقي و سقفي» بخش بندي مي شوند. تقسيم ديگري نيز از نظر «ناقص و کامل» بودن داريم. لذا هر صامت در هر تقسيم بندي موضع خود را مشخص کرده و در يک گروه بندي قرار مي گيرد. مانند بحث صامتها ، قوانيني بر هر کدام از دسته بندي حاکم و مجموع دسته بندي ها حاکم است که اجازه نمي­دهد هر صامتي در هرکلمه که خواست، ظاهر شود. براي نمونه قانوني داريم که مي­گويد: «اگر دو صامت کامل در يک کلمه همسايه شوند ، آندو بايد از نظر آوادار يا بي­آوا بودن بايد همجنس باشند». مطابق اين قانون در ساختن صفت از «دوز» ، از بين دوزگون و دوزکون بايد دوزگون را انتخاب کنيم چون صامتهاي«ز» و «گ» هر دو آوادار بوده و همجنس هستند اما از ميان کوسگون و کوسکون ، کوسکون درست است چون «س» و «ک» هر دو بي­آوا هستند.

در خاتمه یکی از اعجازهای آوایی ترکی را ارائه می دهم: 9 کلمه در 9 صدای مختلف و تنها با یک حرف و همگی معنادار!

 

سلسله مباحث ترکی هنر است:

 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Go to top
saeed_sol@yahoo.com